... به کندو های استوانه ای کَن نـِل گفته می شد و گونه ای از آن نیز برای نگهداری مواد غــذایی ساخته می شده که اندازه آن از جهت قطر و درازا متفاوت معمولا" بزرگتر بوده است کندوهایی که برای نگهداری زنبور عســل به کار می رفته قطری در اندازه ی 50 وحدود 120 تا 150 سانتی متر درازا داشت .
این کندو ها بدون به کار گرفتن دستگاههای امروزی وبا دست و تبر و ابزار های ساده و با رنج بسیار ساخته می شد به گونه ای که تنه ی درختی با قطر یاد شده یا بیشتر از درون خالی می شد تا شکل استوانه ای موردنظر به دست آید برای دو سر آن تخته ای گرد که آن را لَد یا لت [با فتح لام ] می نامیدند؛ به عنوان درب کندو در نظر گرفته می شد که درب انتهای آن بسته می ماند پس از بستن درب کندو دو قطعه چوب به شکل ضربدربر روی آن قرار می گرفت .
کندوها را از چوب درختانی چون مَلَج و اَفــرا و نَمــدار می ساختند و در بهار و تابستان برای جلوگیری از دستبرد حیواناتی مانند خــرس که علاقه ی بسیاری به عسل دارد ، بر بالای درختان بلندی ملج و افرا یا بلوط می گذاشتند من خود شاهد و ناظر چنین صحنه هایی که توسط پدر بزرگم انجام می گرفت ، بوده ام
در گذشته نیز پیشه ی اصلی مردمان بندپی پرورش زنبور نبود بلکه شماری از آنها در کنار دامداری یا کشاورزی به این کار نیز می پرداختند و در این میان افرادی که زنبور بیشتری داشتند یا شغل اصلی آنها پرورش زنبور عسل بود جایی در نزدیکی خانه را با دیواری بلند و استوار به شکل دایره محصور می کردند و کندوها را در کنار هم در بلندای معینی از زمین می گذاشتند که به این قرارگاه ماسکو یا مازکو گفته می شد .
باید گفته شود که امروزه در برخی مناطق از جملـه در بـنــدپی شمار اندکی از این کندوها به کار گرفته می شوند و نمی توان درباره ی این گونه از کندوها تنها در گذشته های دور یا نزدیک یاد کــرد ؛ اما و اما باید پذیرفت هنگامی که در بندپی که سرزمینی با پوشش جنگلی است نگهداری کندوهای استوانه ای در آنجا رواج داشته و دامپروری سنتی شیوه و پیشه ی غالب در آنجابوده ست ، سخن از تعداد اندک کندوهای استوانه ای گفته می شود باید این سازه و سازماندهی مربوط به آن را در آستانه ی نابودی و فراموشی بدانیم روشن است که پرورش زنبور با این ساز وکار و جابجایی آن در میان جنگلها ودشت و کوه با اسب و حتا بر دوش کشیدن آن دشواربوده است ، اما بزرگترها ی ما همیشه از سلامتی و شفابخشی عسل روزگار کندوها ی گرد سخن می گویند ومن که از آن عسلها خورده ام بر درستی این ادعا گواهی می دهــم .
در این پایگاه یا قرارگاه یا نشانی ؛ هر چه به جای واژه ی بیگانه وبلاگ ، چنان که در یادداشت نخستین گفته ام ، از زنبور عسل و عسل و کتابها و تصویرها ی پیرامون آن ونیز شیوه های گوناگون زنبورداری و زنبورداران به دستم می آید یا به به دست می آورم و نیز خاطرات خود خواهــم گفت و خواهم نوشت ، من یک زنبور دار آزموده یا دانش آموخته در این زمینه نیستم اما در جای یک دوستدار این رشته تلاش خواهم کرد آنچه نوشته ، شنیده یا دیده می شود راست و درست و با ذکر منابع باشد(1) از امر یا نهی شما نیز صمیمانه استقبال خواهم کرد .
بــا هــــم بـاشــــیم چون زنبورعسل ؛ هــمدل ،هــمراه ،ســاده و ســودمند ...
___________________________________________
(1) سرگذشت کندوها : عبارتی که در سمت راست و بالاآمده ؛ نام داستانی از جلال آل احمد
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 دی 1387 | توسط:
ر و جــا ... | |
نظرات()